
ی گربه هست ، تو محله ی خاله اینا . بعد از فوته شوهرخاله ، باهاش آشنا شدم . اسمشو گذاشتم پنجول . از هر فرصتی شده ، استفاده میکنمو بهش غذا میدم .. پنجول .. آرومه .. دوسش دارم . ولی ی گربه ی دیگه هست ، .. از پنجول آرومتره .. چشماشو میبینم پره از دلتنگی . نگاش میکنم یاد خودم میفتم . خیلی مهربونه ولی .. ازم فرار میکنه .. یعنی .. میمونه کنارم اما نمیذاره از ی حدی بیشتر نزدیکش بشم .. خیلی شبیه منه .. براش دیروز شیر گذاشتم بیرون .. دوتا لیوان .. ی دونشو خورد .. اون یکی رو نخورد .. خیلی نجیبو متینه . برعکسه پنجول ک خیلی عجول رفتار میکنه .. اسمه اون یکی رو میذارم ، آرامش . پ.ن. : خیلی ...
ادامه مطلب