خرید بک لینک

فریدا خودش کلا یه آدمیه که هم وقت میذاره برا شنیدن حرفام و هم تا جایی که بتونه راهنماییم میکنه و من برا این قضیه مدیونشم! و خب وقتی براش ازین چند وقته گفتم ؛ گفت دلزده شدی...و راستم میگفت! گفت این همون نوشدارو بعد از مرگ سهرابه.....

کاشکی میشد این قسمت از مغز رو کَند و انداخت دور...یا لااقل آدم مخش به جایی بخوره و اون تیکه رو فراموش کنه و راحت شه...راحت شه از زخمایی که موندن و خوب نمیشن...از فکر و خیال....وای از فکر و خیال!!

با این تنهایی کشنده چیکار کنم؟!

:(

برچسب: نویسنده: رادین قاسمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:53

صفحه بندی