وقتی نوشته های ی عده ای رو میخونم ( خیلی خاصن اینا آخه دیگه واقعا ! ) ،
فکر میکنم چرا این ایده ب ذهن خودم نرسیده ؟؟ :/
بعد دو دیقه خودم ی ایده ای اختراع میکنمو مینویسم .. اینجوری اعتماد ب نفس کاذبمو
تو اوج نگه میدارم ک پایین نیاد .. :))
خب حال میده بابا .. کز کنم گوشه ی اتاق گریه کنم ، و بهونه بتراشم خوبه ؟؟
اصلا ب تو چ .. ؟؟
خود درگیرم عمته .. والاع :/
پ.ن. : پریشب جوابشو دادم . دیرور ظهر پیام داد . جوابشو ندادم . تا اون وقتی ک
خودش دوباره پیام نده ، پیام نمیدم .
کانالی ک برای حرفای خودمو خودش ساخته بودمم حذف کردم ! بهترررر !! والاع
میخواستم وقتی دیدمش بهش نشون بدم ولی گفتم ن بیخیال !! پرو میشه فکر میکنه چ خبره
حالا .. ولی الان عین زالو! پشیمونم .. :((
پ.ن.دو : دلم برای صداش تنگ شده .. هوم ..
00:62
برچسب:
نویسنده: رادین قاسمی